اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی،سیاسی و زیست محیطی

وِ زُونِ خَش،مارِن دِ سییا بَکَش!

با زبان خوش،ما را از سوراخ بیرون بیاور!

در این ضرب المثل لری،مار سمبل آشتی ناپذیری و وحشی گری و کینه و خصومت است.«زُونِ خَش»-زبان خوش-شامل همه ملاحظات کلامی و بیانی اعم از لحن،منطق،استدلال،انصاف،حسن نیت و...می باشد.می گوید که دشمن جان را نیز می توان با زبان و بیان نیکو و حسنه ومنطقی و منصفانه تسلیم کرد و به مدارا و سازش کشاند.امروزه و در دنیای پر از تلاطم و تضاد کنونی،زبان خوش یک استراتژی مدیریتی در خانواده و جامعه و عرصه بین المللی است که خیرات و برکات زیادی از جمله اصلاح امور،امنیت،آرامش و صلح را به دنبال دارد.بی جهت نیست که در اخلاق و مذاهب نیز گفتار و بیان ملین و سنجیده و منطقی و منصفانه جزء مبانی و اصول مهم در روابط انسانی و اجتماعی تلقی می گردد.


برچسب‌ها: ضرب المثل لری
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/12/10ساعت 14:3  توسط مراد سپهوند | 

تِلَه سی چِی بُحِرِمِت گِه بَپِی کی دِ ریشِم!؟

«تِلَه» چرا بخورمت که به ریشم آغشته شوی!؟

«تِلَه» یک غذای ساده و بی ارزش است که لرها در گذشته،صرفا جهت سدجوع و رفع گرسنگی مفرط از آن استفاده میکرده اند.تله با ریختن آرد به داخل آب و جوش زدن سریع آن درست می شده است.موقعی که مخلوط آرد و آب به یک سیال رقیق و روان و داغ تبدیل می شده است،آن را می خورده اند.این غذا به حدی بی ارزش بوده که هر کسی که سرش به تنش می ارزیده،حاضر نبوده آن را بخورد! زیرا مورد استهزا و تمسخر دیگران قرار می گرفته و او را «تِلَه حَر» -تله خورـ می نامیده اند که در بین مردم جنبه طعنه و تمسخر پیدا می کرده است.از این غذای سهل الوصول و بی ارزش گاهی هم برای رفع دل درد احشام و چارپایان و کمک به زایمان آن ها،استفاده می کرده اند.گذشته از همه این ها،دردسر خوردن«تِلَه» هم مزید بر علت بوده است.هنگام خوردن تله،به دلیل شل و آبکی بودن به ریش و سبیل فرد خورنده آن می ریخته و لحظاتی بعد چسبناک و سفت می شده به طوری که جدا کردن آن از ریش و سبیل او مشکل بوده  و فرد خورنده را رسوای عام و خاص می کرده و به اصطلاح سیبل خنده و تمسخر دیگران می کرده است.ماجرای« تِلَه» و «تِلَه حَر» به خوبی به فرهنگ عامیانه لرتباران راه یافته و به صورت این ضرب المثل عبرت انگیز در آمده است.این روزها هم بسیاری از ماجراهای کلان کشور ما،مصداق عینی و بسیار خنده دار همین ضرب المثل هستند.پس شما هم جلوی خودتان را نگیرید و سیر دل تان به این ماجرا بخندید و غم روزگار را بر باد بدهید!خنده های تان مستدام!


برچسب‌ها: ضرب المثل لری
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/11/19ساعت 15:1  توسط مراد سپهوند | 

تو پولا ئو مِه پولا،جامو نِمووَه زیر یِه کولا!

تو پولاد(فولاد) و من پولاد،در زیر سقف یک کولا(آلاچیق)نمی گنجیم!

قبلا هم گفته ام که بسیاری از ضرب المثل های لری موزون و به صورت شعر می باشند که این ضرب المثل هم از جمله آن هاست.پولاد مظهر سختی و سرسختی و عدم انعطاف است.این ضرب المثل اشاره به غیر منعطف بودن دو فرد یا گروه از نظر رفتاری و اخلاقی دارد که در زیر یک سقف یا در یک محل زندگی می کنند ولی اهل انعطاف و گذشت و مدارا و رواداری نیستند.به طور کلی این ضرب المثل بیانگر یک حقیقت در همزیستی خانوادگی و اجتماعی است و آن این که بدون گذشت و اغماض و مدارا و تساهل و انعطاف،امکان زیست مسالمت آمیز و مبتنی بر رعایت حقوق انسانی وجود ندارد و هر کدام از طرفین ملزم به رعایت نرمش و کوتاه آمدن هستند،وگرنه اگر کار به مخاصمه و درگیری کشانده شود،ممکن است «کولا»که سرپناهی ضعیف و لرزان است ،هر آینه در اثر نزاع و کشمکش بر سر ساکنان آن خراب شود و در نتیجه همه ضرر کنند.خوب است که این ضرب المثل آویزه گوش کسانی باشد که در صحنه خانواده و اجتماع،مرغ شان همیشه یک پا دارد و با یک دندگی و لجاجت خود بنیان زیست شرافتمندانه در کنار همدیگر را بر باد می دهند و سقف لرزان خانه و کاشانه را بر سر خود و دیگران آوار می کنند!


برچسب‌ها: ضرب المثل لری
+ نوشته شده در  جمعه 1391/09/17ساعت 19:4  توسط مراد سپهوند | 

آش نِحردَه ئو دَم سُختَه! آش نخورده و دهان سوخته!
اين ضرب المثل لري حكايت از پرداخت هزينه بدون رسيدن به فايده دارد.كساني رنج ها و بلاها را كشيده اند كه روح شان از مزاياي مترتب بر اين رنج و مرارت ها باخبر نيست!در عوض مزايا و فوايد به كساني رسيده است كه هيچ رنج و مرارتي را متحمل نشده اند.اينان همان كساني هستند كه در اصطلاح لري به آن ها«حاضری حَر=حاضری خور»!گفته می شود.معادل لکی این ضرب المثل،زبانزد«رنجِ بِي وَر=رنج بي ثمر!»است كه تقريبا همان مفهوم را مي رساند.بارها و بارها ديده ام كه مردمان لر ،كف دست ها را محكم به هم زده و محكم تر به ران خود كوبيده اند كه:ديئي چه آش نِحرده ئو دم سُخته وِ سرم اُما=ديدي چگونه آش نخورده و دهان سوخته به سرم آمد! يا لك زباني غم بار ،آه از سينه برآورده و گفته:هِي رنجِ بِي وَرِم هِي=هي رنج بي ثمرم هي! اميدوارم كه هيچ انساني به اين دو خسران مبتلا نگردد.


برچسب‌ها: ضرب المثل لري, ضرب المثل لكي
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/07/19ساعت 16:46  توسط مراد سپهوند | 

بَردِی گِه وات پئی نِموحِره،بَشی دِ ساش!

سنگی که با تو غلت نمی خورد و جابجا نمی شود،در سایه اش بنشین!

قوم لر در میان اقوام ایرانی به تسلیم ناپذیری شهره است،اما این ضرب المثل نشان می دهد که مردمان این قوم چندان هم به مشت کوبیدن بر سندان بدون در نظر گرفتن مصلحت ها و توانایی ها اعتقاد نداشته و ندارند.این ضرب المثل با منطقی مبتنی بر درایت و دوراندیشی و صبر و استقامت می گوید که اگر فعلا قدرت و توان از سر راه برداشتن دشمن قهار را نداری،عجله نکن و صبور باش و از حداقل امکانات هم خودت را محروم نکن.نمی گوید در سایه سنگ بخواب!می گوید در سایه اش بنشین و لختی قوت بگیر و تجدید نیرو کن،شاید در کوشش های بعدی،آن را از جا بکنی و بغلتانی و به ته دره بفرستی!


برچسب‌ها: ضرب المثل لری
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/06/16ساعت 13:30  توسط مراد سپهوند | 

۳۹-دَسِم دِ گَردِنت،تَشِم دِ خَرمِنِت!=دستم دور گردنت،آتشم در خرمنت!
این ضرب المثل لری بیانگر اظهار دوستی و صمیمیت در عین دشمنی و کینه توزی است.طرف در عین حال که در ظاهر به نشانه دوستی و صمیمیت زیاد دستش را دور گردن شما حلقه کرده است،هستی و زندگی و آبرو و حیثیت شما را نشانه گرفته و به آتش می کشد!در بسیاری از موارد واقعا ضرب المثل ها و زبانزدهای لری دست کمی از سخنان حکیمانه ندارند و بسیار غنی و بامعنا هستند.در زمانه کنونی و در زندگی فردی و اجتماعی مان،هر لحظه ما شاهد مصداق های این ضرب المثل لری هستیم.آری،چقدر زیادند مصداق های«دسم د گردنت،تشم د خرمنت»در روزگار غریب ما!


برچسب‌ها: ضرب المثل لری
+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/05ساعت 11:31  توسط مراد سپهوند | 

۳۸-کُی وِلات دِ هولِی،کوسه دِ هولِ ریش!
همه اهالی سرزمین در یک فکر و اندیشه(همراه با نگرانی)هستند و کوسه(فرد بی ریش)در فکر و اندیشه ریش است!
این ضرب المثل لری مصداق کسانی است که به نگرانی عموم مردم و مسئله ای که ذهن آن ها را آشفته ساخته است،توجه نمی کنند و کاری ندارند.اینان در فکر یک مسئله فرعی و حاشیه ای و بدون اهمیت که تنها مربوط به خود آن ها و منافع فردی تعدادی اندک است،هستند.از این ضرب المثل لری گشودن باب های حاشیه ای برای انحراف افکار عمومی از مسائل مهم و دغدغه ها و نگرانی های اصلی جامعه نیز برداشت می شود.در حال حاضر هم ما می توانیم در سطح ملی و استانی،مصداق های این ضرب المثل لری را به خوبی مشخص نمائیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/29ساعت 13:1  توسط مراد سپهوند | 

37-قِضا نيا!بِلا نيا!هر وَخت اُماي،خوش اُماي!
قضا نيا!بلا نيا!هر وقت هم كه آمدي،خوش آمدي!
يكي از بارزترين خصوصيات اخلاقي قوم لر در اين ضرب المثل نهفته است.«قِضا»همان«قَضا»است كه نتيجه«قَدر»مي باشد.اما در فرهنگ عامه لرها،قِضا يك پديده يا اتفاق عجيب و غافلگير كننده و عمدتا تلخ و ناگوار محسوب مي شود.بِلا نيز همان بَلاي فارسي است.لرها معتقدند تا جايي كه امكان پذير است و به هر صورتي بايد جلوي قضا و بلا را گرفت.اما زماني كه ديگر كاري از دست مان برنمي آيد،بايد به آن خوشامد بگوئيم!منظور آن است كه موقعي نازل شدن بلا و قضا خارج از اراده ما بوده يا هرچه رايزني كرده ايم ثمربخش نبوده است،ديگر آه و ناله و شكوه و زاري و خواري در مقابل قضا و بلا نه تنها فايده اي  ندارد بلكه دست زدن به چنين حركاتي در شان و مرام لر جماعت نيز نيست.خوشامد گفتن به قضا و بلا در اين ضرب المثل كاملا مفهوم صبر و مقاومت و تسليم نشدن مدبرانه و خم به ابرو نياوردن و مسلط بودن بر خويش و اوضاع را در بطن خود دارد.مفهوم همه اينها صبر و طمانينه آگاهانه و پايدار بودن در كوران حوادث تلخ و جان گزاست كه از شاخصه هاي فرهنگي قوم ما مي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/10ساعت 14:20  توسط مراد سپهوند | 

۳۶-حق گَد وايا شاخ دار نِمي مونه!حق بز بي شاخ پيش بز شاخ دار نمي ماند!
همان طور كه قبلا گفتم،بيشتر ضرب المثل ها و زبانزدهاي لري الهام گرفته از عناصر طبيعي محيط پيرامون و حتا شيوه زندگي و معيشت الوار مي باشند.در اين ضرب المثل نيز براي رساندن منظور و مقصود،از وضعيت ظاهري بز(كه در دامداري سنتي پرورش داده مي شود)استفاده شده است.در يك تقسيم بندي كلي،دو نوع بز وجود دارد.بز«گَد»یعنی بزی که شاخ ندارد یا شاخ های آن بسیار کوتاه و غیر تهاجمی هستند.در مقابل بز«شاخ دار»هم وجود دارد که شاخ های بلند و تیز دارد.موضوع از این قرار است که هنگام چرای گله گوسفند و بز،بزهاي شاخ دار مرتب به بزهاي گد شاخ مي زنند و آن ها را آزار مي دهند به طوري كه بزهاي گد همواره حالت ضعف و زبوني در مقابل بزهاي شاخ دار دارند.الوار سازنده اين ضرب المثل معتقدند كه حق بز گد براي هميشه پايمال نخواهد شد و روزي نوبت به انتقام گيري او هم خواهد رسيد!منظور لران از بيان اين ضرب المثل،آن است كه افراد داراي امكانات(زور و لشكر و پول و....)براي هميشه نمي توانند حق ضعفا را پايمال كنند.اعتقاد بر آن است كه روزي نوبت مظلومان و ضعفا هم خواهد رسيد تا حق تضييع شده خود را از گردنكشان و زورگويان و قلدران،باز پس بگيرند.آري،آن كه شاخ هاي وحشتناك دارد و وحشيانه به خلق الله حمله مي كند،بايد بداند كه دير يا زود شاخ هايش شكسته خواهند شد و مكافات عملش را پس خواهد داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/15ساعت 22:21  توسط مراد سپهوند | 

۳۵-ئووِي مِيرَه وِ روخونه،خِيشي بورَش نه بِيگونه!
آبي كه به رودخانه مي رود،بهتر است نصيب قوم و خويش آدم شود و به انها برسد تا بيگانه!
اين ضرب المثل آهنگين و موزون لري،حاكي از اولويت داشتن قوم و خويش و فاميل نزد لرها در استفاده از امكانات حتا اگر مقدار يا اهميت آن غير قابل توجه باشد،دارد.قوم و خويش در ديدگاه لرها از خانواده و دودمان و هوز شروع مي شود و در مراحل بعدي شامل تيره و طايفه و ايل و تبار نيز مي شود.منظور از قوم و خويش هم وابستگان نسبي است و هم سببي.بيگانه در اينجا به مفهوم اجنبي نيست،بلكه به معناي هر آن كسي است كه بر حسب موضوع،هم سرنوشت ما نيست يا از اين نظر در مراتب بسيار دور و بعيد مي باشد.به هر حال پدران و اجداد ما معتقد بوده اند كه اگر خير و بركتي و يا منفعتي از دست شان بر مي آمده،ابتدا به هم تباران خودشان روا بوده است(به ترتيبي كه گفتم).از قضا جنبه هاي مثبت اين موضوع بر جنبه هاي منفي احتمالي آن كاملا مي چربند و كار خلاف عقل و اخلاق و وجدان هم نيست.اي كاش ما هم در حال حاضر،به اندازه پدران مان اين تعصب آگاهانه را نسبت به قوم و تبار خويش مي داشتيم!اي كاش!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/18ساعت 12:28  توسط مراد سپهوند | 

۳۴-دِ تآوِ بارو جِستِم دِ گُلِم:از ترس باران،به داخل بركه آب جهيدم(فرار كردم)!
اين ضرب المثل لري كنايه از اضطرار و ناچاري است.طرف از ترس اين كه مبادا در اثر بارندگي خيس شود،به داخل بركه آب پناه مي آورد!در حالي كه نتيجه كار چندان تفاوتي ندارد.گاهي اوقات آدم از سر ناچاري و اضطرار و به خاطر رهايي از شرارت يك فرد يا گروه،به فرد يا گروهي ديگر پناهنده مي شود و تمسك مي جويد كه خود مبرا از زشتي و شرارت نيستند ولي گويا كه چاره اي در آن لحظه يا برهه زماني وجود ندارد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/14ساعت 13:35  توسط مراد سپهوند | 

۳۳-اَر حَرُم زائَه نووَه،گرگ ئو مِيش دِ يِه جا ئوو مُحِرَن!
اگر حرام زاده(دو به هم زن)نباشد،گرگ و ميش از يك جا(يك آبشخور)آب مي خورند!
اين ضرب المثل بيانگر تنفر عميق لرها از افراد دو به هم زن است.به طوري كه چنين افرادي را حرام زاده مي گويند!نقش سياه كاران دو به هم زن كه افراد و گروه ها را به جان هم انداخته و در گير مخاصمه و نزاع طولاني مي نمايند را تا حدي موثر مي دانند كه معتقدند اگر آ ن ها نباشند،گرگ و ميش(كه رابطه صياد و صيد با هم دارند)در كمال آرامش و صلح از يك آبشخور آّب مي نوشند!اين تجربه تاريخي الوار است و مردمان لر در نتيجه عملكرد«حرُم زائه»های هم تبار و غیر هم تبار،كم مصيبت نديده اند.مصيبتي كه در تاريخ پر فراز و نشيب قوم لر تا حالا هم جريان دارد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت 8:57  توسط مراد سپهوند | 

۳۲-مِه كه آو بُردمَه،چَمي هارتِر!!
حالا كه آب مرا برده است،بگذار چمي پايين تر ببرد!!                                             اين ضرب المثل لري مي گويد كه اگر براي آدم گرفتاري سختي پيش آمد،كم و زياد آن ديگر فرقي ندارد و بهتر است آدم به خاطر كمي تخفيف در گرفتاري ،خود را نبازد يا تن به خواري ندهد.«چَم»همان مرغزار پيچان رود است كه در قسمت هاي داخلي و مقعر آن پديد مي آيد و به دليل نفوذ آب رودخانه در آن،زمين كاملا خيس و مملو از چمن و گل وگياه است ومحل مناسبي براي چرانيدن احشام مي باشد.موقعي كه جريان تند و پرسرعت رودخانه شخصي را با خود مي برد،اين احتمال زياد وجود دارد كه به يكي از اين«چم»ها پرتاب شود يا دستش به بوته اي برسد و بتواند خود را نجات دهد.اين ضرب المثل مي گويد،حالا كه شخص را آب برده،چه فرقي دارد كه در كدام «چم»نجات پيدا كند!؟چنين ديدگاهي بيانگر روحيه لرها است كه اگر وارد مشكلات و گرفتاري هاي شديد شوند،ديگر به عواقب كار نمي انديشند و به فكر نجات خود به هر بهايي نيستندو واقعا هم برايشان مهم نيست كه چه بهايي بپردازند!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/12/15ساعت 14:39  توسط مراد سپهوند | 

۳۱-مال وَ مينه نَمَئنِي،مِل مِل بِئرِي ئو بِخَنِي!
خانه و منزل به همان منزلگاه نمانده است كه «مِل مِل»بخورد و بخندد!
این ضرب المثل منظوم لکی در فضای زندگی عشایری(کوچ رو)و ایلیاتی شکل گرفته است.مال یعنی خانه و در زندگی عشایری همان سیاه چادری است که آن را در منزلگاه(مینه)برپامی کنند.این ضرب المثل می گوید که دیگر اوضاع دگرگون شده است و دیگر چادر بزم و خوشی و سرمستی در منزلگه برای مِل مِل(کنایه از شخصی که عمری مفت و مجانی چریده است و قاپیده است!)برقرار نیست.اینک زمان خوشی و خوش چرییدن «مِل مِل»گذشته است و نظم و نسق به ظاهر لایتغیر سابق به هم خورده است!در مجموع این ضرب المثل بیانگر دگرگون شدن اوضاع و سپری شدن دوران بهره مندی بی چون و چرای افرادی خاص است.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/11/29ساعت 19:34  توسط مراد سپهوند | 

۲۹-تو که وَ خِشَه ميروژ مَمِردي      جَئن كريم خانِ زَئن چطور مَكِردي!؟
توكه با صداي خش خش مورچه مي ميري(از ترس)،چطور مي خواهي مانند كريم خان زند بجنگي(يا چطور مي خواهي همراه كريم خان زند در جنگ شركت كني)!؟  بسياري از ضرب المثل هاي لري(در گويش لري ولكي)حالت شعر و منظوم دارند كه از جمله آن ها،ضرب المثل بالا است.اين ضرب المثل كنايه از افرادي است كه با پيش آمدن كوچك ترين مشكل و يا احتمال پرداخت كمترين هزينه در مسير مبارزه با مشكلات فردي و اجتماعي،جا مي زنند و ناگهان قالب تهي می كنند!در همين رابطه،زبانزذ جالب ديگري نيز به گويش لكي در بين مردم لرستان،رواج دارد:
۳۰-خِشَه بو بَرِم=صداي خش خش،بيا مرا بخور!
در مورد اين زبانزد،داستاني در بين مردم لرستان نقل مي شود.مردي با همياني(كيسه اي كه از پوست دباغي شده بز به شيوه سنتي درست مي كردند و از آن براي نگهداري و حمل مواد عمدتا مصرفي استفاده مي كردند)بر دوش از شهر به سمت خانه خود در روستا حركت مي كند.در مسير به دليل تنهايي و خلوت بودن راه،دچار ترس و دلهره و اضطراب مي شود.هنگام حركت ،صداي خش خش هميان به گوشش مي رسد و احساس ترس و نگراني مي كند.اين حالت در طول راه مرتب تكرار مي شود و همچنان بر ترس و دلهره مرد افزوده مي گردد.مرد هر بار مي ايستد و صداي خش خش هم قطع مي شود.دوباره شروع به حركت مي كند،باز هم صداي خش خش و.....تا جايي كه هول و هراس به طور كامل بر او غلبه مي كند و توان ادامه راه به شدت از او سلب مي شود.سرانجام مرد مستاصل بر روي زمين مي نشيند و هميان را هم روي زمين مي گذارد و دراز مي كشد و آماده قبض روح توسط«خشه=صدای خش خش»می گردد !!و با حالت نزار و درماندگی کامل زبانزد بالا را بر زبان می آورد.از آن زمان به بعد،اين زبانزد در بين مردمان لر جا مي افتد و رواج مي يابد.اين زبانزد نيز كنايه از ترس و وحشت از موارد بي اهميت و غير قابل ملاحظه است كه متاسفانه مبتلايان به آن كم هم نيستند!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/10/26ساعت 23:46  توسط مراد سپهوند | 

در مورد برار(گویش لری)یا برا(گویش لکی)به معنای برادر،چندين ضرب المثل لري وجود دارد كه ترجيح مي دهم آن ها را يكجا بياورم.گاه اين ضرب المثل ها متناقض به نظر مي رسند اما اگر آن ها را الاهم فالاهم كنيم،اين تناقض برطرف مي شود.برار يا برا در فرهنگ لري كمتر بار مذهبي داشته است و برادري معمول در بين لرها بيشتر ريشه در نژاد و تبار دارد.امروزه نيز هنوز چنين مفهوم و تلقي از برار در كل مناطق لر نشين وجود دارد.ضرب المثل هاي لري در مورد برار به شرح زير هستند:
۲۰-برار وقتِ تَئن،تِفَئن وقتِ جَئن!=برادر موقع سختي و تفنگ موقع نبرد و جنگ!
لرها معتقدند كه برار بايد در روز سختي و تنگي به داد برار برسد.همان طور كه تفنگ نيز در هنگام جنگ و نبرد با دشمن،كاربرد پيدا مي كند.اين ضرب المثل اصل نظر لرها در مورد برار را بيان مي كند.
۲۱-برار چوو پشت براره!=برادر مانند چوب پشت(شايد منظور ستون فقرات باشد)برادر است!شايد هم منظورش اين بوده كه برادر مانند يك چوب حاضر و آماده در پشت (گُرده)برادر است كه در موقع نبرد،بر سر دشمنش فرود مي آيد.
اين ضرب المثل وجود برادر را تقويت كننده بنيه جسمي و روحي انسان در برابر حوادث و شدائد،مي داند.دو ضرب المثل بالا به مثابه امُهات ضرب المثل هاي لري در مورد برار هستند كه تلقي و مفهوم ايده آل و آرماني آن را بيان مي كنند.اما ضرب المثل هايي نيز وجود دارد كه با توجه به شرايط عيني زندگي گفته شده اند و بيانگر واقعيات هستند.اين ضرب المثل ها به شرح زير هستند:
۲۲-برار مار با ،هزار با!=برادر مثل مار باشد اما هزار تا از آن وجود داشته باشد!
اين ضرب المثل مي گويد كه حتا اگر برادر مثل مار آزار دهنده و مترصد نيش زدن آدمي باشد،باز هم بهتر است هزار هزار وجود داشته باشد!چرا؟چون حتا چنين برادري نيز در اوج سختي،به فرياد آدم مي رسد.
۲۳-برار گوشت برارن موحره،اما سخونشه نمي شكنه!=برادر گوشت تن برادر خود را مي خورد اما استخوانش را نمي شكند!
اين ضرب المثل مي گويد كه برادر هرچه هم با آدم بدي بكند،ضربه كشنده وارد نمي كند.چرا؟زيرا الوار معتقدند كه پيوند خوني و همتباري و شير مادر مشترك مانع از اين كار مي شود.
۲۴-برار وِ خوري برار روضييه اما وِ مردنش نه!=برادر ممكن است به خواري و بدبختي برادرش راضي باشد اما به مردنش راضي نيست!
اين ضرب المثل نيز استحكام پيوند خوني و همتباري را مورد تاكيد قرار مي دهد.دو ضرب المثل ديگر نيز در اين رابطه وجود دارند كه به واقعيات زندگي حتا در بين برادر ها،اشاره دارند:
۲۵-برار هُمال براره!=برادر رقيب و طرف مقابل برادر است!
كم اتفاق نمي افتد كه دو برادر حاضرند به خاطر همديگر جان بدهند،اما در مسائل زندگي به چنان رقابت و حتا تخاصمي مي افتند كه نگو و نپرس!
۲۶-دِ بَهليل پُرسييِن،كي هُمالته؟گُت:برارم!=از بهلول پرسيدند چه كسي رقيب تو است؟گفت:برادرم!
اين ضرب المثل نيز همان مفهوم ضرب المثل بالايي را دارد.
۲۷-اول بروریته ثابت کو،بعد اِدا ارث بَكو=اول برادري ات را ثابت كن،بعد ادعاي ارث بكن(با تشكر از ميرزا سرهنگي كه اين ضرب المثل را نيز يادآوري كردند)

منظور از اين ضرب المثل آن است كه براي رسيدن يك سري حق و حقوق به يك شخص،ابتدا او بايد شرايطي داشته باشد يا كارهايي انجام دهد كه كه مستحق رسيدن به آن مزايا شود
اينك ميراث بزرگ فرهنگ شفاهي اجدادمان در دستان ماست.آيا ما حق برادري را آن طور كه مورد نظر آن ها بوده است،به جا مي آوريم!؟يا اين كه از گوشت «برار»خود لقمه چرب و نرم بر می گیریم و استخوان«برار»به سنگ خارا فرو می کوبیم و ستون فقرات و کمر «برار»می شکنیم و در مرگش قهقهه مستانه سر می دهیم!؟پیشینیان مان در وصف چنین برار نابراری گفته اند:                                                                                                                            ۲۸-برار گَن چه دِ يامردو چه دِ قورِسو!=برادر بد و نالايق چه در مهمانخانه باشد و چه در قبرستان باشد!فرقي نمي كند!
واقعا چه فرقي مي كند!؟

+ نوشته شده در  شنبه 1389/10/11ساعت 19:15  توسط مراد سپهوند | 

۱۹-خدا گیر بووی،بَنَه گير نووي!
خدا ترا بگيرد و كارت پيش او گير كند ولي پيش بنده خدا گير نكني و گرفتار نشوي!
اين ضرب المثل لري از پشتوانه قوي تجربي و تاريخي در رابطه با رفتار توده هاي ناآگاه برخوردار است.واقعيت آن است كه توده هاي عامي مردم همواره دچار فقر و جهل و ترس بوده اندو هركدام از اين سه عفريت به تنهايي يا مجموع هر سه آنها موجب رفتارهاي ناپسند و زشت وحتا خلاف اخلاق و ادب و مروت و انصاف در بين آنان مي شود.اين ضرب المثل مي گويد اگر خلاف يا گناهي مرتكب شده باشي و سروكارت با محكمه الهي(كه مو لاي درزش نمي رود)بيفتد،امكان عفو و گذشت و بخشش وجود دارد ولي اگر دستت زير سنگ بنده خدا گير كند،امكان نجات و رهايي بسيار مشكل است.توده هاي ناآگاه(كه متاسفانه از اكثريت هم برخوردارند)بلاي جان و آبرو و حتا تلاش هاي صادقانه افراد آگاه و شريف هستند و چه انسان هاي ارزشمند كه قرباني جهل يا ترس يا نفع مادي چنين مردمي نشده اند.مردمي كه قادر به ستاندن كوچك ترين حق و حقوق خود نيستند اما بر سر مدافعان حقوق شان همچون شير مي غرند!اگر به تاريخ جوامع(از جمله جامعه خودمان) خوب توجه كنيم،مصداق هاي اين ضرب المثل را مي توانيم به خوبي ببينيم.اين ضرب المثل به صورت«خدا گیر بووی،ليوه گير نووي»هم بیان شده است.


+ نوشته شده در  یکشنبه 1389/09/21ساعت 9:53  توسط مراد سپهوند | 

۱۷-وَر آينه،پُشت مَغِراض(لري)=وَر آينه،پِشت مَخِراض(لكي)
          در جلو مثل آينه و در پشت مثل مِقراض(قيچي)
اين ضرب المثل كنايه از آدم هاي دورو و منافق است.آدم هايي كه در ظاهر خود را مانند آينه پاك و شفاف و زلال نشان مي دهند اما در باطن مانند قيچي هستند كه جز برندگي و ويرانگري و درندگي و خلاصه «فصل کردن»کاری از آن بر نمی آید.در واقع چنین آدم هایی دو روی کاملا متضاد دارند.روی که به ما نشان می دهند بسیار شفاف و صادق است حال آن که روی ذاتی و اصلی اشان پر است از درندگی و درنده خویی و پستی.

۱۸-رازونه دارم،دِلِم درد مِئكه=رازيانه دارم ولي دلم درد مي كند!
اين ضرب المثل لري بيانگر آن است كه كليد حل مشكل به آساني و راحتي در دست خود آدم است ولي اقدام نمي كند و مشكل همچنان حل نشده باقي مانده است.مردمان لر از خاصيت دانه هاي رازيانه براي درمان دل درد استفاده مي كرده اند.مقداري از دانه هاي رازيانه را همراه شير جوشانده يا با چاي دم مي كنند و مي خورند تا دل درد تسكين داده شود.نهايت بي توجهي به امكانات سهل الوصول موجود براي حل مشكلات از اين ضرب المثل فهميده مي شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/09/03ساعت 13:59  توسط مراد سپهوند | 

۱۵-کُر گَن مال اَرِه چَسِي،كُر خوو هم مال اَرِه چَسِي
پسر بد مال دنيا را براي چه مي خواهد،پسر خوب هم مال دنيا را براي چه مي خواهد
كُر يا پسر در فرهنگ لرها،جايگاه خاصي دارد.پسر جانشين پدر و دودمان و ناجي وهادي اهل و عيال و خانواده است.اين ضرب المثل مي گويد كه اگر پسري بد باشد،حتا اگر مال و زندگي فراواني به او برسد،در اثر سهل انگاري و ندانم كاري و بي لياقتي،آن را از دست مي دهد.بنابراين چه فرقي مي كند كه چنين پسري مال دنيا داشته باشد يا نداشته باشد زيرا نه تنها از آن استفاده بهينه نمي كند،بلكه آن را بر باد مي دهد.از طرف ديگر،اگر پسري خوب باشد هم نيازي ندارد كه مال دنيايي به او برسد زيرا چنان لياقت و شايستگي دارد كه خود آن را به دست مي آورد و زندگي شرافتمندانه اي فراهم مي سازد.لرها پسر خوب را (اجاق روشن)و پسر بد را(اجاق كور)مي نامند.

۱۶-قِلا وِ قِلا مووَه ريت سِي! كلاغ به كلاغ مي گويد رويت سياه!
اين ضرب المثل مصداق حال كسي است كه به ديگري ايراد مي گيرد و در مورد يا مواردي او را مورد انتقاد و اعتراض و نكوهش قرار مي دهد.در حالي كه خود او همان ايرادها را دارد و همان مورد يا موارد نكوهيده را انجام مي دهد.به واقع هم كم نيستند كساني كه خود بسياري از زشتي ها وپلشتي ها را مرتكب مي شوند ولي با بي حيايي چشم در چشم ديگران انداخته و آن ها را مورد شماتت و سرزنش قرار مي دهند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/08/11ساعت 8:39  توسط مراد سپهوند | 

۱۳-عیسی وِ دينِش،موسي هم وِ دينِش
حضرت عيسي به دين خودش و حضرت موسي هم به دين خودش!
اين ضرب المثل نهايت تساهل و تسامح ديني در بين لرها را مي رساند.معلوم است كه قدمت اين ضرب المثل خيلي زياد است و مربوط به جامعه اي است كه پيروان اديان مختلف در آن مي زيسته اند.لرها كه حتما مسلمان بوده اند،به اين راحتي آزاد بودن عقيده و مرام و دين را مي پذيرند و به روشن ترين وجه آن را بيان مي كنند.علي رغم تبليغات رسمي براي جزم انديش نشان دادن لرها،همين الان نيز روحيه تساهل ديني در بين آنان موج مي زند.نمونه اين مدارا و تسامح،رفتار مردم شهر خرم آباد با يهوديان ساكن اين شهر بوده است.يهوديان در خرم آباد«محله یهودی ها»را داشته اند و الان نیز به همین نام خوانده می شود.رابطه کاملا انسانی مردم خرم آباد با یهودی ها و همکاری دو جانبه آن ها،خود داستان مفصلي است كه بايستي از زبان معمرين اين شهر شنيد و آن را مكتوب نمود.در هر صورت تساهل و تسامح ديني و فرقه اي در بين مردمان لر كاملا طبيعي بوده است و اين قوم در طول تاريخ به يك دين حداقلي و مختصر و مفيد به دور از تعصب و ريا،بسنده كرده است.

۱۴-زال اُما سيمِرَن بوري=رودخانه زال آمد و رودخانه سيمره را بريد!
رودخانه سيمره در جنوب استان لرستان جريان دارد كه سرانجام رودخانه بزرگ كرخه را به وجود مي اورد.اين رودخانه داراي جريان زياد همراه با املاح و رسوبات فراوان است.رودخانه زال از دهستان كركي و منگره شهرستان پلدختر سرچشمه مي گيرد و داراي جريان كم وآب زلال گوگردي با املاح و رسوبات اندك است.اين دو رودخانه،در پايين تر از روستاي پاعلم به هم مي پيوندند و چون آب رودخانه زال سبك و متمايل به رنگ سبز است،بر روي آب سنگين وتيره رنگ سيمره قرار مي گيريد و به نظر مي آيد كه آن را قطع كرده است.همان طور كه قبلا گفتم،بسياري از ضرب المثل هاي لري بر گرفته از عناصر زنده و غير زنده محيط زندگي آنان مي باشند كه در مورد اين ضرب المثل نيز صحت دارد.اين ضرب المثل بيانگر آن است كه يك جريان نو و جديد(اجتماعي،سياسي،فرهنگي و....) و كيفي تر(علي رغم كميت كمتر آن) آمده و بر جريان قديمي تر و كهنه تر با كيفيت پايين(علي رغم كميت بيشتر آن)غلبه كرده است و آن را پس زده است.مي توان از اين ضرب المثل تفسير فردي نيز به عمل آورد.
همچنين غلبه يك جريان كم تعداد اما با كيفيت بالا بر يك جريان پر تعداد اما با كيفيت پايين نيز از اين ضرب المثل قابل بر داشت است.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/07/23ساعت 11:5  توسط مراد سپهوند | 

۱۱-یا وِ مِئدو نَرو،يا دالِكَه دالِكَه نَكو!=يا به ميدان نرو،يا اگر رفتي ديگر مادرجان مادرجان نكن!
اين ضرب المثل در بين لرها بسيار كاربرد دارد و دو گزينه نهايي را در مقابل افراد مدعي قرار مي دهد.مي گويد يا وارد ميدان وگود مبارزه(به هر شكلي) نشو يا اگر وارد شدي،سختي وخطرات اين ميدان،به مادرجان مادرجان گفتن(كنايه از عدم تحمل مشكلات)وادارت نكند.از نظر لرها«جازدن»و«کم آوردن»و«به پیسی افتادن» افراد مدعی که فریاد هل من مبارزشان در عالم خوشی گوش فلک را کر می کند،بسيار نكوهيده است.اين البته سواي نرمش واعتدال وانعطاف است كه هر انساني ممكن است به آن دست بزند.اين ميدان،محل سرنوشت سازي براي هر فرد يا قوم يا كشور است و شوخي بردار نيست.اگر كسي مشكلات آن را نمي داند ونمي تواند تحمل كند،همان به كه به آن وارد نشود.دالكه دالكه گفتن مصداق استيصال وبريدگي و حتا آبروريزي است كه اميدوارم براي هيچ انسان شرافتمندي،پيش نيايد.
۱۲-هَر كَه موئي مِيرَه،..... دِ ئوو سرد مِئنَه!=هر كس كه ماهي مي گيرد،ماتحتش را در آب سرد مي گذارد!
در بسياري از ضرب المثل هاي لري به صراحت از كلماتي استفاده شده است كه در حالت معمول،به آساني مورد استفاده قرار نمي گيرند زيرا بر حسب ظاهر بر خلاف ادب مي باشند.آنجا كه قرار است با استفاده از چنين كلماتي،منظور به خوبي رسانده شود،گويندگان ضرب المثل ها ابايي در استفاده از آنها نداشته اند .اين ضرب المثل نيز به نوعي همان مفهوم ضرب المثل بالا را دارد ومعادل ضرب المثل«هرکس خربزه می خورد،پاي لرزش هم مي نشيند»است.ماهی گیری سنتی مستلزم رفتن به داخل آب وگل وخیس شدن لباس ها است.این ضرب المثل نیز رسیدن به هدف وگرفتن ماهی مقصود را در گرو تحمل مشکلات می داند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/06/29ساعت 13:19  توسط مراد سپهوند | 

۹-بِي كِشَه،تَش نِيا دِ وِيشَه!=آدم ساكت وبي سروصدا،بيشه را به آتش كشيد!
«بِي كِش»در زبان لري به معناي آدم بي سروصدا وساكت است كه در مجالس و محافل اظهار نظر چنداني نمي كند ولي معلوم نيست كه چنين منشي از سر مناعت طبع ونزاكت اوباشد.شايد اوبا اين كار خود جمع آوري اطلاعات مي كند تا آن را با دروغ ها وشايعات خود در آميزد وآن را دربين مردم پراكنده سازدودرنتيجه جرقه برافروختن آتش مهيبي را بزند!اين ضرب المثل نيز مي گويد كه قضاوت در مورد ماهيت وعملكرد ونقش واقعي افراد بر اساس ظاهر آنها،معيار درستي نيست.واقعا هم كم نيستند افرادي در جامعه خود ما كه با ظاهر گول زننده خود در روي پرده كلامي بر زبان جاري نمي كنند،اما آتش كينه وبرادركشي از كلام پنهاني ونقش پشت پرده آنها برافروخته شده است.آري،«بِي كِشَه»ها را نبایستی دست کم گرفت.تصور بیشه ای پر از صفا وصمیمیت را بکنید که در اثر جرقه این ساکت های بدذات،به جهنمي سوزان تبديل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/06/10ساعت 13:7  توسط مراد سپهوند | 
           

۷-نرو وِي رَئن زردِم!كولاژدُمِ زيرِ بَردِم!=به اين رنگ زردم(كنايه ازضعف وزبوني)نگاه نكن!،مثل كژدم هاي(عقرب هاي)زير سنگ هستم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/05/27ساعت 14:39  توسط مراد سپهوند | 

۵-هِيل حَي دِ گوو گَپَه!=شيار كج(درشخم زدن)به گاوبزرگ ربط دارد(زير سر گاو بزرگ است!)
همان طور كه قبلا گفتيم،ضرب المثل هاو زبانزدهاي لري به شدت تحت تاثيروبرگرفته ازعناصرمحيط وزندگي طبيعي مردم هستند.به طوري كه دربسياري ازضرب المثل ها،رفتار وحركات حيوانات نيز در شكل گيري آ نها بسيار موثر بوده است.دراين ضرب المثل،رفتار جفت گاو هنگام شخم زدن زمين،دستمايه بيان يك مسئله اساسي در خانواده وجامعه قرار گرفته است.«هِيل» شیاری است که به وسیله خیش بسته شده به جفت گاو در زمین ایجادمی شود.اگر«گاویار»مهارت کافی درشخم زدن نداشته باشدیا به ویژه اگر حرکات جفت گاو هماهنگ نباشند،شيارها از همان ابتدا كج ومعوج در آمده وادامه شخم زني با مشكل ودردسرمواجه مي شود.دراين مورد،اين گاو بزرگ تراست كه بايستي باگاو جوان هماهنگ شود تاشيارها كج درنيايند.اين


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/05/14ساعت 13:13  توسط مراد سپهوند | 

۳-تا كوئي نَرِِميَه   شَطي پُر نِمووُه=تا كوهي خراب نشود،شطي پر نمي شود.
اين ضرب المثل به طورعام درموردانجام يك كاراساسي براي بر طرف كردن مشكلي اساسي تراست.دراستان لرستان اين ضرب المثل بخصوص درمورد مشكلات ونيازهاي مهم اقتصادي،كاربرد دارد.واقعا هم فاصله وتضادطبقاتي را بايد مانند يك شط درنظرگرفت.شط دراصطلاح لري يك دره كم عمق است كه ممكن است به مرورزمان به دره اي عميق تبديل شود.اين ضرب المثل بيانگر آن است كه با كارهاي روبنايي وكوچك وآميخته با احساسات نمي توان ضعف اقتصادي وشكاف طبقاتي را مرتفع نمود بلكه بايستي سرمايه وامكانات كافي را دراين راه به كاربست تا اين شط كم عمق به دره اي عميق ووحشتناك تبديل نشود.

۴-زِمي كه سختَه گُوو دِ چَش گُوو مِئينَة=زمين كه سخت است،گاو از چشم گاو مي بيند.
در قديم(قبل از به كار گيري تراكتور)،معمولا ازجفت گاونر براي شخم زدن زمين استفاده مي كردند كه البته هنوز هم در بعضي مناطق مرسوم است.خيش را با وسايل دست سازي ديگر به گردن جفت گاو مي بستندوزمين راشخم مي زدند.در مواردي كه زمين سخت وسفت بود،دو گاو از ناراحتي به همديگر شاخ مي زدند.گويي كه هر كدام ديگري را مقصر مي دانستند!اين ضرب المثل در مسايل خانوادگی،اقتصادي ،اجتماعي و...كاربرد دارد.ممكن است كه شرايط درهركدام از زمينه هاي ذكرشده به حدي سخت وطاقت فرسا باشد كه افراد وگروه ها به ناچار همديگر را مقصر بدانند نه باعث وباني اصلي را!كه آن ها را به جان هم انداخته است .بي شك اين ضرب المثل در زندگي امروز ما نيز كاربرد وسيعي دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/05/04ساعت 15:16  توسط مراد سپهوند | 

۱-دُنيانِه اُو بوره  تونِه خوو موره =اگر دنيا را آب ببرد،تو را خواب مي برد!
اين ضرب المثل در باب بي مسئوليتي وباري به هر جهت بودن است وزماني به كار مي رود كه اتفاق مهمي افتاده ويا در شرف وقوع است ولي طرف نسبت به آن بي اطلاع،سهل انگار ،بي تفاوت وبي مسئوليت است.اين ضرب المثل در روابط فردي،خانوادگي،اجتماعي وحتا جهاني كاربرد دارد.واقعاً كم نيستندكساني كه حرص آدم را بالا مي آورند و درمقابل مسائل مبتلابه درمحدوده خانواده،شهر،استان،كشور وجهان به اصطلاح ككشان هم نمي گزد ونقش ومسئوليتي براي خود قائل نيستند.اينان خيلي راحت شانه هاي شان را بالا مي اندازند!وسري تكان مي دهند كه يعني :اين مشكل من نيست!درچنين وضعيتي اين ضرب المثل مصداق عيني آنهاست.
۲-نونِه وارد كور بوحِر  خُدان مابين كِه=با كور كه نان(غذا)مي خوري،خدا راحاضر وناظر بدان
اين ضرب المثل درمورد رعايت انصاف وعدالت در رابطه با افراد ضعيف ياكلا افراد وگروه هايي كه حق وحقوق شان دريد قدرت ومديريت ماست،مي باشد.آوردن كور در اين ضرب المثل به خاطر آن است كه در زمان هاي قديم مردم به صورت مشترك از يك ظرف غذا مي خوردندوملزم به رعايت حال يكديگر بودند خصوصاًاگر فرد عليلي مثل يك كور با آن ها هم كاسه مي شد.مي شود رعايت انصاف وعدالت در استفاده از منابع مشترك را كه متعلق به فقيروغني يك كشورهستند را نيز از اين ضرب المثل نتيجه گيري كرد.به هر حال حاضر وناظر دانستن خالق يكتا در عدم تجاوز به حقوق ضعفا وپايمال نكردن سهم وقسمت خدادادي آ ن ها در اين ضرب المثل به خوبي مورد تاكيد قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 15:59  توسط مراد سپهوند | 

يكي از مصاديق بارز صراحت و صداقت تاريخي در گفتار و كردار قوم لر،ضرب المثل ها و  زبانزدهايي است كه درگفتگوهاي معمولي مردمان اين قوم جاري ومصطلح است.گويي كه اين جملات درنبردباطبيعت،برخوردفكري وفرهنگي واقتصادي باديگراقوام وروابط بين خود لرها شكل گرفته،اصلاح گرديده،به محك تجربه زده شده وسرانجام درصريح ترين نحوه بيان به صورت يك ضرب المثل يا زبانزدكوتاه تلخ يا شيرين در آمده است.چنين ضرب المثل ها وزبانزدهاي بامفهومي سپس دربين  لرها رايج گرديده وجزء فرهنگ عامه آن ها شده است.
به دليل صراحت وصداقت خاص نهفته دراين ضرب المثل ها،باگذشت زمان هنوزاز تازگي وژرفاي كافي برخوردارندوهمچنان جايگاه خودرا درفرهنگ وزبان لري،حفظ نموده اند.بسياري از ضرب المثل هاي لري ازآنچنان بنيه واستدلال محكمي بر خوردارند كه شايسته است امروزنيزتوسط تحصيل كرده هاونخبگان اين قوم مورداستفاده قرارگرفته ودربرخوردها،تضادها،تفاهم ها،دوستي ها، دشمني ها،نيكي ها وبدي ها از آن ها بهره برده وبه سرمايه معنوي وفرهنگي پيشينيان خود ارج بگذارند.اينجانب دربين مردمي كه چنين ضرب المثل هاوزبانزدهاي عبرت انگيزي را همواره برزبان مي رانند،ديده به جهان گشوده ام وزندگي كرده ام وطبعاً متاثرازمفاهيم ومضامين آن ها مي باشم.بنابراين معرفي وشرح مختصربخشي ازضرب المثل هاي لري راوظيفه خود در راستاي پايداري فرهنگ اين قوم مي دانم.ممكن است ضرب المثل هاازنظرنحوه بيان وحتا وجود ياعدم وجود بعضي كلمات درگويش هاي مختلف لري،متفاوت باشند،ولي به من حق بدهيدآن طوركه شنيده ام وبرحسب جغرافيايي كه در آن بزرگ شده ام(بخش چغلوندي شهرستان خرم آباد)،آن هارابازگو كنم.مسلما آن چه كه دراين وبلاگ از اين به بعد به صورت مسلسل خواهد آمد،خالي از عيب ونقص هاي خرد وكلان نخواهد بودكه اميدوارم با اظهار نظر خوانندگان وفرهنگ پژوهان لر،نقايص مرتفع گردند. انشاءا...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/04/22ساعت 15:12  توسط مراد سپهوند | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
در این وبلاگ مطالبی در مورد مسایل اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و زیست محیطی استان لرستان ارایه می گردد

نوشته های پیشین
93/03/01 - 93/03/31
93/02/01 - 93/02/31
92/12/01 - 92/12/29
92/11/01 - 92/11/30
92/10/01 - 92/10/30
92/09/01 - 92/09/30
92/08/01 - 92/08/30
92/07/01 - 92/07/30
92/06/01 - 92/06/31
92/05/01 - 92/05/31
92/04/01 - 92/04/31
92/03/01 - 92/03/31
92/02/01 - 92/02/31
92/01/01 - 92/01/31
91/12/01 - 91/12/30
91/11/01 - 91/11/30
91/10/01 - 91/10/30
91/09/01 - 91/09/30
91/08/01 - 91/08/30
91/07/01 - 91/07/30
91/06/01 - 91/06/31
91/05/01 - 91/05/31
91/04/01 - 91/04/31
91/03/01 - 91/03/31
91/02/01 - 91/02/31
91/01/01 - 91/01/31
90/12/01 - 90/12/29
90/11/01 - 90/11/30
90/10/01 - 90/10/30
90/09/01 - 90/09/30
90/08/01 - 90/08/30
90/07/01 - 90/07/30
90/06/01 - 90/06/31
90/05/01 - 90/05/31
90/04/01 - 90/04/31
90/03/01 - 90/03/31
آرشيو
آرشیو موضوعی
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی
اقتصادی
زیست محیطی
شعر فارسی
شعر لری
شعر لکی
ضرب المثل لری
گزیده خاطرات
چكيده مقالات علمي
لرستان به روايت تصوير
گلچين شعر كهن لرستان
از ميان ايميل ها و پيامك ها
خبر و نظر
برچسب‌ها
لرستان (48)
انتخابات ریاست جمهوری (7)
خرم آباد (7)
توسعه (7)
ضرب المثل لری (5)
مطبوعات (4)
انتخابات مجلس (4)
نوروز (3)
راه یافتگان مجلس (3)
سفیدکوه (3)
بیکاری (3)
اشتغال (2)
تیم فوتبال گهر دورود (2)
مخمل کوه (2)
زن لر (2)
انقلاب57 (2)
نامه سرگشاده (1)
بودجه فرهنگی (1)
نوروزباستانی (1)
خاطرات انقلاب57 (1)
پیوندها
هفته نامه سيمره
نشريه اينترنتي لور
واتوره( ماشاا...اكبري)
پايگاه خبري لرنا
لرستان كوچك قزوين
خاكبان( فرهاد خاكساريان)
پايگاه خبري لروير
چراغ هاي رابطه
تاسيا( حشمت ا..آزادبخت)
هواداران استاد رحمان پور
تاريخ وادبيات لرستان(مهدي ويسكرمي)
لرسو
كانون دانشجويي همياران طبيعت لرستان
خبرگزاري مستقل محيط زيست ايران
آواي محيط زيست ايران
ديده بان لرستان
نواي زاگرس
تالديك(صالح سوري)
زمين شناسي(دكتر فرهادي نژاد)
گل گل(مهندس ميرزايي)
برافتو
لري شمالي
لرستان پشتكوه
لك
ميرنوروز
صارم بروجرد
نداي لرستان
جغرافيا،انسان و محيط(علي جودكي)
لرستان ديار من(مسعود فرج الهي)
گفتگولر(شهرام شرفي)
صنعت و اقتصاد لرستان(حسين سلاحورزي)
هفته نامه اقتصاد لرستان
خبرگزاري لرستان
ايبنانيوز(آژانس خبري بختياري)
لرستان سرزمين گنج هاي پنهان(رضاجايدري)
معلم نوگرا
شعر و ادبیات(علی رضا کرمی)
سايه هاي مفرغي(كرم رضا تاج مهر)
طلای سرخ لرستان(مهندس کریم خادمی)
انجمن مرتع و آبخیز دانشگاه لرستان
چكامه هاي ناميرا
ميرملاس نيوز
ادبي-نووه دار(اسداله آزادبخت)
اسرع الحاسبين(امير رضاپناه)
چو ایران نباشد تن من مباد(عبدالرضاقاسمی)
لرستان نیوز
هیچ مگو...(فاطمه نیازی)
هومیان نیوز
نوشته های بانو
علوم تجربی
پایگاه خبری تحلیلی یافته
محیط زیست دورود
اندیشه خرم آباد
خورمووه پاتوق(احمد ساکی)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM