نوبت توسعه کشت زعفران و پسته در کوهدشت است !

 نمی دانم معطل چی هستیم!؟ در مورد معضل آب کوهدشت روضه های سوزناکی می خوانیم که نگو و نپرس! در دادن آمار بیکاری اش، نوبت به کس نمی دهیم!منتظر چی و کی هستیم!؟فریاد رس کی از غیب فرا خواهد رسید!؟ تکانی به خود نمی دهیم، چه دولت چه ملت! خوب، دولت به این نتیجه رسیده که دیگر کشت پسته در قسمت های مرکزی کشور مقرون به صرفه نیست. یعنی برای باغ های موجود هم آب نیست، چه برسد به باغ های جدید! دولت و کسانی که انحصار کشت پسته را داشتند حالا به این نتیجه رسیده اند که کشت این گیاه فوق العاده اقتصادی باید به زاگرس کشانده شود زیرا ایران مرکزی آب ندارد.ما هم البته آب زیادی نداریم ولی آن قدر داریم که بتوانیم پسته و زعفران را عمل بیاوریم.ایران با حدود368هزار هکتار باغ پسته38 درصد تولید جهانی(معادل225هزارتن)این محصول با ارزش را در اختیار دارد که از نظر اقتصادی7درصد صادرات غیرنفتی و 60درصد صادرات کشاورزی را تشکیل می دهد.

ت

ادامه نوشته

بارندگی و سیل کوهدشت و آن چه باید انجام بگیرد !

پس از چند سال خشک سالی و ته کشیدن منابع آب در شهرستان کوهدشت(مانند بسیاری از مناطق کشور) و درست زمانی که خدا خدا می کردیم تا نم مهربان باران تن تفتیده زمین را بنوازد ، باران با خشم و غضب آمد! آسمان داغ دلش را سر ما خالی کرد ! هنوز لب عطشان و تب دار زمین به اندازه کافی قطره های باران را نوش نکرده بود که سیل راه افتاد و سیلاب آمد. در آخرین لحظه هایی که همه از وحشت خشکی و خشک سالی در بیم و هراس بودند ، ناگهان ورقه سیل و سیلاب رو شد و همه را مات و مبهوت کرد ! شرح مصیبت وخسارت مالی و جانی سیل در کوهدشت و به ویژه پرپر شدن آدرینا در کنار پدر و مادرش  اینک همه جا گفته و شنیده می شود.

 

 

ادامه نوشته

شیر بی یال و دم و اشکمی به نام بخش خصوصی !

 در شرایطی که به تایید مقامات مسئول در وضعیت بحران اقتصادی به سر می بریم ، اکثر کارگزاران دولتی اعم از وزرا ، استانداران و فرمانداران و......بحث از سپردن امور به دست بخش خصوصی و ورود آن به عرصه کسب و کار و فعالیت های اقتصادی می نمایند. شاه بیت  بیانات استاندار لرستان در مورد توسعه اقتصادی این استان نیز ورود بخش خصوصی به عرصه های مختلف است.

 

ادامه نوشته

آتش سوزی جنگل ها ،  مدیریت ریسک به جای مدیریت بحران !

چنگری در آتش سوخت ! هنوز دود آن کاملا فروکش نکرده که نوبت به جنگل های کرکی و منگره رسید . سایر مناطق هم نوبت خود را می جویند که دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد! فردا و فرداهای شوم همچنان در انتظار جنگل های لرستان و فراتر از آن ، جنگل های زاگرس است. داستان همان داستان همیشگی است ! داستان تکراری سه دهه گذشته! نابخردی کبریتی می افروزد یا ته سیگاری پرتاب می کند یا جرقه ای از آتش خاموش نشده ای بر می خیزد یا این که اختلاف محلی جرقه آتش در هستی را می زند. گرچه نمی توان این روزها از مکر و دسیسه و خیانت دشمنان مرز و بوم ایران نیز غافل بود. واقعا هم نمی توان احتمال ترور برنامه ریزی شده منابع با ارزش جنگل های غرب کشورمان را از نظر دور داشت و به آن فکر نکرد.

 

ادامه نوشته

شکایت پرسنل مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی لرستان به نمایندگان در مورد مرکز آموزش کشاورزی بروجرد

با سلام و احترام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

به استحضار می رساند که دانشگاه آیت ا....العظمی بروجردی(ره) شهر بروجرد با در اختیار گرفتن30هکتار معادل300هزار مترمربع از بهترین اراضی و باغات مرکز آموزش کشاورزی بروجرد(وابسته به مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان)در سال1387به مرور زمان در کنار این مرکز مهم آموزشی= پژوهشی کشاورزی استان به وجود آمده است . این اراضی جزء بهترین و مرغوب ترین اراضی استان و دشت سیلاخور بودند و مطابق اصول کلاسه بندی اراضی ایران در زمره اراضی کلاس یک (درجه یک) برای تولید محصولات کشاورزی به حساب می آمدند. منابع غنی آب زیرزمینی(به صورت آرتزین)  نیز به مراتب بر ارزش این اراضی افزوده است.

 

ادامه نوشته

سند راهبردی مدیریت جامع خشکسالی ضرورتی اجتناب ناپذیر!

  خبر تلخ و ناگوار  "کشکان خشکید!" شوکه ام کرد . بعد از حدود یک سال دوری از عرصه مهم مطبوعات تصمیم گرفتم طی سلسله نوشته هایی، گزارشی از درون و متن (نه بیرون و حاشیه) بخشی از جامعه که به صورت خواسته یا ناخواسته مسئول رتق و فتق امور آن شده ام را خدمت خوانندگان عزیز و دوستان ارائه نمایم که هم به مثابه اعلام حضوری مجدد در عرصه مهم مطبوعات  باشد و هم عزیزان فکر نکنند که فلانی هم بعله !! . خبر خشکیدن رودخانه کشکان(که روزگاری آن را رودخانه وحشی و رام نشدنی می نامیدند!)موجب شد این مهم را به شماره های آینده واگذارم و فی الحال مطلب حاضر را قلمی کنم.                 

 

 

ادامه نوشته

نگاهی عمیق تر به توسعه لرستان(بخش سوم)

توسعه مقوله ای است از جنس آگاهی و دانش که علل و اسباب و عوامل به وجود آورنده و پیش برنده خاص خود را می طلبد.به عبارت روشن تر، توسعه در ذات خود تغییرپذیری و تحول خواهی را به همراه دارد.تحول خواهی  نیزگروه یا سازمان پیشرو و پیشاهنگ می خواهد که با برخورداری از پشتوانه فکری لازم و آینده نگری ، بتواند آن را محقق نماید.علاوه بر آن، توسعه برنامه مدون راهنمای عمل مبتنی بر شناخت دقیق فضای کالبدی کشور و مناطق مختلف آن را نیاز دارد.کارشناسان بهترین برنامه عمل برای توسعه را سناریوهای برگرفته از سند«برنامه ریزی استفاده از سرزمین» یا «آمایش سرزمین» می دانند.

ادامه نوشته

نگاهی عمیق تر به توسعه لرستان(بخش دوم)

  بارها شنیده ایم که کسانی می گویند مردم لرستان توسعه نمی خواهند و تمایلی به آن نشان نمی دهند. گویی که نسبت این مردم با توسعه مثل نسبت جن و بسم الله است! کسانی هم با کمی تخفیف اظهار می دارند که لرستانی ها اساسا مشارکت پذیر نیستند و وارد میدان و گود توسعه نمی شوند و به وضع موجود راضی اند و خواهان برخورداری از سطوح بالای توسعه و پیشرفت نیستند.این که  مردم لرستان ازقدیم الایام وابسته به کشاورزی و دام داری سنتی بوده اند که سیستمی تقریبا بسته است و در ذات آن قناعت و رضایت به رضای الهی نهفته است،درست اما این سیستم تولیدی و عوارض آن تنها خاص لرستان نبوده است.اکثر مناطق و ولایات ایران این مرحله و شیوه تولید را داشته اند و به مرور مراحل جدید توسعه را پذیرفته و پشت سر نهاده اند و لرستان هم کم و بیش از این قاعده مستثنی نبوده است.به عبارت دیگر شیوه تولید سنتی کشاورزی و دام داری باعث نشده تا مردم لرستان در مقابل مظاهر توسعه صف آرایی کرده و آن را برنتابند!

ادامه نوشته

فاجعه جاری وساری!          (نمایش مجدد)

قابل توجه خوانندگان محترم:از چه باید بگویم و بنویسم و دلم را خوش کنم که وبلاگم را به روز کرده ام!! غم بزرگی به جان دارم که در تاریخ۳۰/۳/۱۳۹۰ با عنوان بالا به آن پرداخته ام و در همین وبلاگ نمایش داده ام.دو باره آن را نمایش میدهم بلکه تسلایی باشد برای خودم و وسیله ای برای همدردی با نسل جوان کشورم! خوانندگان محترم هم در صورت تمایل می توانند آن را مطالعه کنند.

 ايران كشوري است جوان!اگر كسي نمي تواند اين موضوع را بفهمد يا لمس كند،نيازي به بررسي آمار ندارد.گشتي در خيابان هاي شهرهاي خرد و كلان اين مملكت بزند،حساب دستش مي آيد.اگر بپذيريم كه اكثريت قاطع جمعيت اين كشور را دختران و پسران نوجوان و جوان تشكيل مي دهند،آن گاه بايد قبول كنيم كه بيشتر فكر و ذكر مردم و دولت بايد متوجه اين اكثريت باشد.آيا واقعا چنين است؟آيا واقعا سروسامان دادن به امور جوانان اعم از تحصيلات و آموزش و رفاه و ورزش و كار و ازدواج و....عملا در سرلوحه كار دولت قرار دارد!؟

ادامه نوشته

سه،جلوش قطاری از صفرها!    (نمایش مجدد)

قابل توجه خوانندگان محترم:در اوضاع و احوال دزد بازار کنونی کشور که ماجراهای امثال صراف و بابک زنجانی و مرتضوی تنها گوشه هایی از آن است ،چه می توان گفت و چه می توان نوشت!؟ در تاریخ1390/7/12که دزدی3000 میلیارد تومانی از جیب ملت انجام شد،مطلبی در این خصوص نگاشته ام که مناسب اوضاع فعلی نیز هست.بجا دیدم که جهت استفاده احتمالی شما عزیزان،دوباره آن را به نمایش بگذارم.                                                                                                                                          زن تکیده و جان به لب رسيده اي را مي بيني كه همراه دخترجوانش با پوشه زرد رنگي  پر از مدارك فتوكپي شده به بانك وارد مي شود تا 500 هزار تومان وام بگيرد براي پرداخت شهريه فرزندش در دانشگاه.نشانه هاي اضطراب و استيصال را به راحتي مي توان در چهره زن و دخترش ديد. 
                                                                                                                                           سرشب است و چند لحظه اي در داخل مغازه سركوچه توقف مي كني و با مغازه دار خوش و بشي.خانمي وارد مي شود و به آرامي سلام مي كند و كيسه پلاستيكي بر مي دارد و در آن گوجه فرنگي مي ريزد و بر كفه ترازوي ديجيتالي مي نهد و تقاضای  5 عدد تخم مرغ مي كند.كيسه پلاستيك حاوي گوجه فرنگي و تخم مرغ ها را زيرچادر سرش مي برد و با صداي نحيفي به مغازه دار مي گويد،بگذار به حساب!به چشمان مغازه دارخيره مي شوم و او سري تكان مي دهد و آهي مي كشد و دفتر بزرگ و ثقيلي را با دست بلند مي كند و نشان مي دهد و مي گويد:كمتر كسي از اهالي اين محله هست كه در اين دفترحساب و بدهي نداشته باشد!

ادامه نوشته