با توجه به قيام چند ماه گذشته مردم كشورهاي مسلمان خاورميانه و شمال آفريقا،واقعا فهميديم كه ديكتاتور داريم تا ديكتاتور!و ديكتاتوري داريم تا ديكتاتوري!
1-ديكتاتورهاي با كلاس!
مبارك و بن علي در زمره اين ديكتاتورها هستند.به اينها واقعا بايد گفت:قربان ديكتاتور چيز فهم!ابتدا سخت گرفتند و تعدادي را كشتند.افاقه نكرد و مردم جري تر شدند.وعده هاي جوراجور و قول و قرارهاي مختلف دادند.باز هم افاقه نكرد و فرياد«ارحل،ارحل=برو،برو»مردم رساتر شد.خودشان را از جلوي چشم مردم گور و گم كردند!مردم هم ول كن آنها شدند و كار ندارند كه حالا كدام جهنم دره اي هستند!اين هم از بركات جنبش عظيم اخير ملت هاي مسلمان است كه اگر ديكتاتورها از خر شيطان پياده شوند،جان شان به آنها بخشيده مي شود.ديكتاتورهاي با كلاس،اقلا حداقلي ازشعور و درك سياسي دارند!يا اگر ندارند،زن و بچه و اهل وعيال شان به آنها حالي مي كنند كه كوتاه بيايند!اگر چنين شانسي هم براي ديكتاتورها وجود ندارد،دست كم دوستان و رفقا و يارغارهايي به عنوان مشاور دارند كه از آنها حرف شنويي دارند.بدبخت ديكتاتوري كه كه زن و بچه و اهل وعيال و دوست و رفيق و مشاورش هم نفهم تر از خودش هستند و مرتب حولش مي دهند كه زودتر به ورطه هلاكت برسد!
مبارك و بن علي اما به احتمال قوي،هم خود داراي حداقل شعور و درك سياسي و حتا انصاف و وجدان انساني بودند و هم ازتوصيه ها و رهنمودهاي مشاوران داخلي و خارجي بهره بردند.واقعا ديكتاتورداريم تا ديكتاتور!ديكتاتور دوست دارد كه هميشه در قدرت باشد.قدرت بلامنازع!براي حفظ اين قدرت هم دست به بگير و ببند و….مي زند.تا اين حد درقاموس ديكتاتورها طبيعي است!ولي ديكتاتوري هست كه از كشته پشته مي سازد و به زن و بچه و پير و جوان و عالم و عامي رحم نمي كند و حتا ابايي ندارد كه موجوديت و كيان سرزمين ملي را به خطر افكند و خاك كشور را لگدكوب سم ستوران اجنبي كند!ودر مقابل ديكتاتوري ديگرهم هست كه حاضر نمي شود براي ماندن در قدرت ،اين همه جنايت را مرتكب شود.واقعا نبايستي اين دو را با يك صفت رذيله توصيف كرد.مبارك و بن علي درآخردوران قدرت خود،از خر شيطان پياده شدند كه نتيجه آن خير و صلاح براي خودشان،مردم وكشورشان است.

2-ديكتاتورهاي فرعوني و نمرودي!=ديكتاتورهاي ديوانه!
متاسفانه تعداد اندكي ازحكام كشورهاي اسلامي درگير با جنبش و قيام،گويي كه به جاي پنبه،سرب در گوش شان كرده اند و بي مهابا و آشكارا فرعون وار شعار«اني ربكم الاعلي»بر سر هر كوي و برزن سر مي دهند!و نمرودگونه،گوش شان بدهكار فرياد و ضجه آسمان و زمين و جن وانس نيست!واقعا ديكتاتور داريم تا ديكتاتور!بابا،صد رحمت به اين ديكتاتورهاي عرب حاشيه خليج فارس كه كم و بيش مواردي را پذيرفتند و قول و قرارهايي دادند.پادشاه عربستان ازمردم خواست كه ديگر به او«ملك»نگويند.عبدالله صالح به التماس افتاده است و بشاراسدسوري و عبدالله اردني دولت ها را منحل ومسئولان را عوض مي كنند و قول تغيير اوضاع وانتخابات متكثر را مي دهند اما بعضي ها مثل«بَردِ رَش=سنگ خارای تیره»ايستاده اند و طوري رفتار مي كنند كه گويي اصلا اتفاقي نيفتاده وهمه چيزعالي است!اينان به زعم خود خم به ابرو نمي آورند و حتا يك كلمه را هم از ملت ومعترضين نمي پذيرند!مي توان اسم چنين ديكتاتورهايي را«آخرشر»هم گذاشت زيرا آن چنان بغض فرو خفته اي در دل مردم ايجاد كرده اند كه به چيزي غير از به باد دادن دودمان شان راضي نمي شوند.نمونه اش همين سرهنگ وحشي ديوانه است كه حمام خون در ليبي به راه انداخته وكشور را صحنه غرش هواپيماها وانفجارموشك هاي قدرت هاي جهاني كرده است.
3-ديكتاتورهاي بينابين(بفهمي نفهمي منعطف!)
اينان سطحي نازل از پاسخ گويي به خواست هاي قيام كنندگان را به نمايش گذاشته اند.حكام اردن و سوريه وبحرين ويمن و....دراين زمره هستند.علي رغم كشتارهاي اوليه اي كه اين ديكتاتورها انجام دادند،واقعا بعضي قول و قرارهاي آنها قابل ملاحظه و بررسي است.اين ديكتاتورها سرانجام دو راه بيشتر در پيش ندارند.يا روش بن علي و مبارك را با تمهيدات لازم براي حفظ كيان كشور خود انتخاب كنند و يا اينكه به راه قذافي و....بروند كه سرانجام آن عاصي شدن ملت و دخالت نظامي قدرت هاي جهاني و نابود شدن زيرساخت هاي مملكت و به راه افتادن حمام خون و....مي باشد.اميدوارم كه ديكتاتورهاي گروه2و3از خر شيطان پياده شوند وبدانند كه نه مردم كشورها،نه جوانان،نه جو جهاني ونه....ديگرپذيراي حكمراني هاي مستبدانه سابق نيست و لذا تسليم خواست ملت هايشان شوند